یه پیامی میفرستم به امید پیام تو / نه اینکه بخونیو بگی بی خیال تو
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک تمام کوچه را تر کردم / دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد / وابستگی ام را به تو باور کردم
یکی در آرزوی دیدن توست، یکی در حسرت بوییدن توست، ولی من ساده و بی ادعایم، تمام هستی ام خندیدن توست
گلهای بهشت سایبانت / یک دسته ستاره ارمغانت / یک باغ از گلهای نرگس / تقدیم وجود مهربانت
یادته زیر گنبد کبود / تو بودی و کلی آدمای حسود / تقصیر همون حسوداست که حالا / هستی ما شده یکی بود یکی نبود
شنیدم که شمشیر یکی را دوتا میکند، بنازم به شمشیر عشق که دوتا را یکی میکند
گویند سلام طلائی ترین کلید برای صعود به تالار آشنائی هاست، پس صمیمی ترین سلام تقدیم تو باد
در انتظار دیدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بیا که دل شکسته ام
نه از قایق مینویسم، نه از زخم شقایق مینویسم / به یاد لحظه های با تو بودن، به یاد آن دقایق مینویسم
تنور عاشقی را سرد مکن، در مقام عشق نامردی مکن / حرف مردی میزنی مردانه باش، در سرای عاشقی افسانه باش
می بوسیمت سه تایی / من و غم و تنهایی / امان از این جدایی / دلتنگتم خدایی
نبری گمان که شاید از دلم تو رفته باشی / تو عزیز دل مایی هرکجا که نشسته باشی
تو آسمون قلبم خدا خودش نوشته / یه لحظه با تو بودن قشنگتر از بهشته
میخوام بیام کنارت تا یه کم لوست کنم، اگه کسی اونجا نبود یواشکی بوست کنم
تو را انگار یکجا دیده بودم / میان خواب و رویا دیده بودم / نگاهت همچو شبنم آشنا بود / گمانم بین گلها دیده بودم
شعله ی محبت را مبادا خاموش کنی دوریت عادت بشه مارو فراموش کنی
قلب سرزمین عجیبی است، زیرا هم دادگاه عشق است و هم آرامگاه آن!
من غم خانه عشق تو را به رضوان ندهم، یک موی تو را به صد گلستان ندهم، تو معدن عشق و آرزویم هستی، من رفاقت تو را به گنج دنیا ندهم
دلی نازکتر از اندیشه داری هوای معتدل چون بیشه داری همه گلهای عالم گر بخشکد تو در باغ خیالم ریشه داری